-->
چخوف منو نديدي ؟




Friday، October 31، 2003

٭
« حذف به قرينه مستي 16 »

اگر همه چيز سفت بود.
اگر بدن سفت بود،اگر همين انگشت كه معلوم نيست چرا تكان مي خورد سفت بود.
اگر آب، پرتقال، كيك يزدي يا همين عرق….
خدا را شكر كه همه چيز سفت نيست.



........................................................................................

Monday، October 20، 2003

٭


« حذف به قرينه مستي 15 »
عاشقي كه هيچ
بچه بازي هم كه امتياز ندارد، وگرنه
سعدي با اين همه ادعا
بچه باز بود.
حافظ كه ختم غزل است
يا مولوي كه كون عرفان را پاره كرده
گورپدر همه شان
این یکی را
به سلامتی خودت می خورم



........................................................................................

Wednesday، October 15، 2003

٭
« حذف به قرينه مستي 14 »

پيك چندم بود كه مي خواستم كه باشم؟
اولش يادم نيست.
دومش همينگوي بود.
الان پيك چندم است كه صحبت به زن كشيد؟



........................................................................................

Saturday، October 11، 2003

٭
« حذف به قرينه مستي 13 »

ليوان را مي چرخانم.
يخ آنطرف ايستاده.
محكمتر مي چرخانم.
همانجا ايستاده.
محكمتر
ايستاده
مثل من كه اتاق مي چرخد.



........................................................................................

Wednesday، October 08، 2003

٭
« حذف به قرينه مستی ۱۲ »

سيگارمو تو تاريکی می چرخونم
هی می چرخونم
يه حلقه بزرگ از يه نقطه
که من از توش رد نمی شم .



........................................................................................

Home